الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
255
شرح كفاية الأصول
مصنّف در اين فصل ، به يكى ديگر از مواردى اشاره مىكند كه ادّعا شده از باب ظنّ خاصّ ، حجّت است ، و آن عبارتست از « شهرت در فتوا » . قبل از وارد شدن در اصل بحث ، لازم است اقسام شهرت ، بيان شود . اقسام شهرت شهرت بر سه قسم است : 1 - شهرت در فتوا : يعنى اشتهار فتوا به يك حكم ( اعمّ از تكليفى و وضعى ) در نزد فقهاء ، ( يعنى فتواى به يك حكم ، بين فقهاء رواج و اشتهار داشته باشد ) بدون اينكه براى اين فتوا ، مدركى را احراز كرده باشيم . به بيان ديگر : فتوا به حكم مورد نظر ، بين فقهاء ، مشهور است ولى مدرك و مستند اين فتوا ، براى ما محرز نمىباشد ، يعنى نمىدانيم مدركش كتاب بوده يا سنّت ، نصّ بوده يا ظاهر ، اصل لفظى بوده يا اصل عملى و . . . مصنّف در اين فصل بررسى مىكند كه آيا چنين شهرتى كه شهرت در فتوا ناميده مىشود ، حجّت است يا نه ؟ 2 - شهرت در روايت : يعنى نقل و ثبت و ضبط روايت و حديثى در كتب روائى ، اشتهار دارد و بيشتر محدّثين و روات ، آن را نقل كردهاند . از اين شهرت در اينجا بحث نمىشود ، بلكه چنانكه در تعادل و ترجيح خواهد آمد ، شهرت روايى از مرجّحات سندى است كه در تعارض دو خبر متعارض ، به كار مىآيد ، به طورى كه اگر يكى از دو خبر ، مشهور و ديگرى شاذّ و نادر باشد ، خبر مشهور مقدّم مىشود . 3 - شهرت در عمل : يعنى حديث و روايتى است كه مشهور فقهاء به آن استناد كرده و برطبق آن فتوا دادهاند . اين شهرت كه شهرت عملى و استنادى مىباشد ، همان شهرتى است كه گفته مىشود جابر ضعف سند است ، يعنى اگر مشهور فقهاء به يك روايتى عمل كنند و برطبق آن فتوا بدهند ، هرچند آن روايت در نهايت ضعف سندى باشد ، عمل فقهاء ضعف سند آن روايت را جبران مىكند ، مثل حديث « على اليد ما اخذت حتّى تؤدّى » كه عامّه نقل كردهاند و سندش به حسن بصرى ( از منافقين و كذّابين ) مىرسد ، ولى چون فقهاء به اين روايت استناد كردهاند ، معتبر شده است . در مقابل اين شهرت ، اعراض مشهور قرار دارد ، به اين معنا كه اگر حديثى در نهايت